چهار ماهگی
سلام دختر نازم با اومدنت شادی رو به زندگیم آوردی با لبخندت میخندم و با گریه ات گریه میکنم تمام وجودم هستی چهار ماه هست که دنیا اومدی و هر روز شیرین تر از روز قبل میشی، عزیزم اولین سفر زیارتی رو رفتی رفتیم مشهد و تو بازم ساکت و مظلوم بودی فدات بشم که بابایی رو میشناسی تو حرم وقتی گریه میکردی بابا تو رو ازم میگرفت و تو میخندیدی و تو بغل بابا خوابت میبرد بابایی هادی و مامانی هما هم خیلی دوست دارن و بابایی روح الله هم همینطور مامان جونم محمد حسین و ایدا خیلی باهات بازی میکنن و تو باهاشون خیلی راحتی عزیز دلم همیشه دعا میکنم لبات خندون باشه
نویسنده :
میترا
10:21





